The Gadfly

The Gadfly Ethel Lilian Voynich n e Boole was a novelist and musician and a supporter of several revolutionary causes In she married Wilfrid Michael Voynich revolutionary antiquarian and bibli

  • Title: The Gadfly
  • Author: Ethel Lilian Voynich
  • ISBN: null
  • Page: 347
  • Format: Kindle Edition
  • Ethel Lilian Voynich, n e Boole 1864 1960 was a novelist and musician, and a supporter of several revolutionary causes In 1893 she married Wilfrid Michael Voynich, revolutionary, antiquarian and bibliophile, the eponym of the Voynich manuscript She is most famous for her novel The Gadfly, first published in 1897 in the United States June and Britain September , abouEthel Lilian Voynich, n e Boole 1864 1960 was a novelist and musician, and a supporter of several revolutionary causes In 1893 she married Wilfrid Michael Voynich, revolutionary, antiquarian and bibliophile, the eponym of the Voynich manuscript She is most famous for her novel The Gadfly, first published in 1897 in the United States June and Britain September , about the struggles of an international revolutionary in Italy This novel was very popular in the Soviet Union and was the top best seller and compulsory reading there, and was seen as ideologically useful for similar reasons, the novel has been popular in the People s Republic of China as well By the time of Voynich s death The Gadfly had sold an estimated 2,500,000 copies in the Soviet Union Ethel Voynich was a significant figure not only on the late Victorian literary scene but also in Russian emigrant circles Her other works include Jack Raymond 1901 , Olive Latham 1904 and An Interrupted Friendship 1910.

    • [PDF] Download î The Gadfly | by ☆ Ethel Lilian Voynich
      347 Ethel Lilian Voynich
    • thumbnail Title: [PDF] Download î The Gadfly | by ☆ Ethel Lilian Voynich
      Posted by:Ethel Lilian Voynich
      Published :2019-07-11T14:05:05+00:00

    1 thought on “The Gadfly”

    1. The Gadfly, Ethel Lilian Voynich تاریخ نخستین خوانش: یکی از روزهای سال 1975 میلادیعنوان: خرمگس؛ نویسنده: اتل لیلیان وینیچ؛ مترجم: خسرو همایون پور؛ تهران، امیرکبیر کتابهای جیبی، 1341؛ در 283 ص؛ چاپ دوم 1343، در 373 ص؛ چاپ بعدی 1356؛ چاپ دیگر: تهران، امیرکبیر، 1378، در 423 ص؛ شابک: 9640005517؛ چاپ هفتم 1380؛ هشتم 1381 [...]

    2. این کتاب امید شب تیره جوان های انقلابی های بسیاری بوده و حتی در زمان پهلوی قدغن شده بود اسم کتاب از این کنایه سقراط گرفته شده که خود را خرمگسی می نامید تا اسب آتن را از خواب آلودگی بیدار کندماجرای داستان در ایتالیایی می گذرد که چند پاره شده و تحت سیطره اتریش هم در آمده استپاپ هم [...]

    3. خرمگس رمان محبوب من است و ان را بارها خوانده ام با ان گریسته ام. د ر این کتاب نویسنده با مهارتی بسیار سیمای باشکوه یک قهرمان را می افریند ان را در برابر مسیح قرار میدهد و تاکید می کند که او والاتر از مسیح قرار دارد. سراسر رمان سرشار از عشق عمیق به انسانهاست. چهره خر مگس درخشان تری [...]

    4. این کتاب در سال ۱۸۹۷ در انگلستان و آمریکا منتشر شد. وینیچ در این کتاب سیمای انسان‌هایی را مجسم کرده‌است که برای کسب آزادی, استقلال و حقوق اجتماعی خود دست به مبارزه می‌زنند و در این راه از مرگ نیز هراسی ندارند. «عشق» در این کتاب مقامی ارجمند دارد.نقش اصلی این کتاب آرتور برتن اس [...]

    5. Ο λόγος που αποφάσισα να διαβάσω αυτό το συμπαθητικό αλλά μέτριο ρομάντζο είναι το όνομα της συγγραφέως. Η Ethel Lilian Voynich υπήρξε σύζυγος του ανθρώπου που έφερε στο φως το ομώνυμο χειρόγραφο με τη μυστηριώδη γραφή και τις γοητευτικές εικόνες, που ακόμα συνιστά ένα άλυτο αίνιγμ [...]

    6. I'm not sure which one I read first, but whenever I think of either, it immediately reminds me of the other: The Count of Monte Cristo alongside The Gadfly. Many things can be said about these two, but it's simplest to say that while Monte Cristo is romantic, The Gadfly is much closer to the reality.There are some similarities between these two: the protagonists are perfect and pure in the beginning, but soon they're cheated and isolated many years from their previous lives (love interests, fami [...]

    7. این کتاب با ترجمۀ همایونفر سانسور شدهعجب داستانی بود، اگر حسِ میهن پرستی داشته باشید و خردگرا باشید و بر دین و خرافات و موهومات همیشه خط بطلان بکشید، این داستان میتونه اون دکمۀ انسانیت و وجدانِ انسانی رو فشار بده و با اعصاب و روانتون بازی کنه با اعصابِ من که بازی کرددوستانِ خر [...]

    8. عجب داستانی بود، اگر حسِ میهن پرستی داشته باشید و خردگرا باشید و بر دین و خرافات و موهومات همیشه خط بطلان بکشید، این داستان میتونه اون دکمۀ انسانیت و وجدانِ انسانی رو فشار بده و با اعصاب و روانتون بازی کنه با اعصابِ من که بازی کرددوستانِ خردگرا، اصلی ترین نکتۀ این داستانِ زیبا [...]

    9. Bạn không nên mong đợi tìm được bóng dáng con ruồi nào khi đọc tác phẩm này! :DĐơn giản bởi vì hai lý do: thứ nhất nó chỉ là biệt danh của của nhân vật chính Author, chẳng có con ruồi nào cả; và thứ hai là con vật đó cũng chẳng mấy tốt đẹp, nó có bay lại gần thì còn phải lánh đi ra xa nữa là. Nghĩ đến nó là thấy mình sắp mắc dịch rồi!Thế mà chẳng hiểu cớ gì mà có đến 2 ngư [...]

    10. دین، ایمان و آزادی چرا هیچ گاه همگی در یک راستا نیستند ایمانی قلبی داشتن به دینی خاص تو را از آزادی باز می دارد و ایمانی قلبی به انسان ها تو را از دین گویی تنها ایمان به آزادی است که در اعماق وجود آدمی ریشه دوانده و نیازمند مراقبتی است تا دین آنرا نخشکاند. چرا دین داران برخلاف اع [...]

    11. بسیار خسته کننده بود و خواندنش 5 روز طول کشیداگر صفحات پایانی کتاب نبود همین سه ستاره رو رهم نمیدادم.از اول تا آخر تقریبا هیچ حرف تازه ای نداشت و به نحوی به همان قضیه به صلیب کشیده شدن حضرت مسیح (مرگ خرمگس و زخم های روی دستش) اشاره میکردخرمگسی که خودش را مرتد می نامید دواقع به خدا [...]

    12. به علت مشغله های کاری ای که دارم سرعت مطالعه ام آمده پایین.برای همین امروز که روز تعطیلی ام بود نشستم و یک نفس خواندمش.کتاب خوبی است.موضوع داستان عالی،تعلیق ها بی نظیر،توصیفات معرکه.یک رمان کامل و بی نقص.

    13. تقريبن سه سالى هست پى دى اف اين كتاب رو تو لپتاپ داشتم و بخاطر اسم نچندان دلچسبش هيچوقت مشتاق خوندنش نشدم . موقع شروع كتاب هم بخاطر قديمى بودن و روون نبودن ترجمه -ولى خداروشكر بدون سانسور- و يجاهايى خراب بودن متن و همينطور نياز به تمركز زياد، اذيت شدم و فقط ميخوندم كه تموم بشه ام [...]

    14. یکی از دوستام یه وختی گله داشت از هوش زیادش، که سبب می‌شد راجع به آینده‌ی داستان حدس‌هایی بزنه، من ادعای هوش سرشار ندارم، فقط نمی‌دونم چرا اغلب حدس‌هام درست از آب درمیاد. این البته برای من زیاد از هیجان داستان کم نمی‌کنه. توی این کتاب هم چندین بار حدس‌هام درست از آب درومد و [...]

    15. I read this book for the first time when I was eleven. I cried so hard over it the pages in the end of the book were all yellow and crumpled with tears. For a few years it became a cult book for me - as for many Soviet teenagers. So, now I decided to re-read it in English to see if it can stand without the prop of revolutionary ideology.Well one thing - Russian translation was brilliant. Second thing - I bawled my eyes out again. That was unexpected. But I'm not even sure I'm embarrassed about i [...]

    16. چه بسا اوقات كه با اطميناني تلخ به خود گفته بود:در آن مورد نبايد نگران باشم.آن زخم ها مدت هاست كه شفا يافته است.اكنون،پس از اين سال ها عريان در برابرش قرار گرفته بود و مي ديد كه هنوز خون چكان است.و حالا چقدر درمانش سهل بود!فقط لازم بود دستش را بلند كند،قدمي پيش رود و بگويد:پدر،اين [...]

    17. این کتاب در سال ۱۸۹۷ در انگلستان و آمریکا منتشر شد. وینیچ در این کتاب سیمای انسان‌هایی را مجسم کرده‌است که برای کسب آزادی, استقلال و حقوق اجتماعی خود دست به مبارزه می‌زنند و در این راه از مرگ نیز هراسی ندارند. «عشق» در این کتاب مقامی ارجمند دارد.نقش اصلی این کتاب آرتور برتن اس [...]

    18. من سهم کار خود را انجام داده ام،و این حکم مرگ شاهدی است گویا که آن را از روی وجدان انجام داده ام.آنان مرا می کشند،زیرا از من در هراسند;و آرزوی قلبی یک مرد،بالاتر از این،چه می تواند باشد؟(ازمتن کتاب)

    19. خرمگس را شاید بتواند برجسته ترین اثر انقلابی دنیا نامید نویسنده کتابتل لیلیان وینیچ ( که البته این نام خانوادگی همسر اوست و نام خانوادگی خود او بول می باشد) نویسنده ای انگلیسی تبار است که با ازدواج با یک فرد مبارز سیاسی تبعیدی مسیر زندگی خود را با کتاب خرمگس همسان کرد. او چندان [...]

    20. این کتاب یکی از قشنگ ترین کتاب هایی بوده که تابه حال خوندم.کشش و تعلیق داستان بعضی جاها بی نظیره. یک رمان خوشخوان که مجبورتون می کنه هرچه سریعتر به انتهای داستان برسید و در بعضی جاها از لذت سرشارتون میکنه.شخصیت خرمگش از شخصیت های قابل احترامه برای من. خیلی ازش خوشم اومد. یک انقل [...]

    21. ما مرتد ها و کافرها که بقول شما مسیحی نیستیم چنین عقیده داریم اگر کسی که کاری را به عهده گرفته خودش نیز عواقب آنرا متحمل خواهد شد،اما یک مرد مسیحی مانند شما گریه کنان و ضجه کنان گریبان چاک میکند و به خدا و مقدسین متوسل می شود و اگر آنها بنا به انتظارشان کمک نکردند بسوی دشمنان رو [...]

    22. روح لال است ، صدایی ندارد که فریاد برآورد . باید تحمل کند ؛ تحمل کند ، و باز هم تحمل کند

    23. bloodyrosered.wordpress/2След като ви продъних ушите и очите, споменавайки тази книга повече от един път, дойде време и да седна да напиша ревю. Единственото, което ме спираше досега, беше, че просто в съзнанието си пазех спомените от сблъсъка на едно 12-годишно момиче с историята на Стър [...]

    24. Ah A most engrossing book. Amazingly deep characters. I wonder if anyone noticed The book poses a big philosophical question. What would one rather do, save the live of a loved one, or the lives of many people he doesn't even know What would you do, if you were in Cardinal Montenelli's shoes?

    25. با سلاماین کتاب رو ماه پیش با خودم به پادگان بردم و به یکی از بهترین دوستام تبدیل شد. از ساعت 5 تا 6 که وقت استراحت بود شروع به خواندن کتاب می کردم و در دنیای خاکستری آرتور غوطه ور می شدم . لذتی را که در خواندن این کتاب حس کردم در کمتر کتابی دیده بودم ، شاید به خاطر اینکه تنها دوست م [...]

    26. فک کنم اول یا دوم راهنمایی بودم. تابستون شده بود و حوصله ام سر رفته بود. مامان هم این کتابو داد که بخونم. جز کتاب های محبوب خودش بود. برای من هم شد اولین رمان جدی که خوندم، در گذار از کتاب های دوران کودکی و نوجوانی. کلی هم دوسش داشتم. بعدها یکی دوبار دیگه هم خوندم.

    27. خرمگس شجاع دل همین. پ . ن : من از نسخه ی دیگه ای خوندم ، ولی چون کاور درستی نداشت، تغییر به این نسخه تو گودریدز دادم .//

    28. عجیبه، واقعاً عجیبه!صفحه های آخرش به زور خودم رو کنترل می کردم و تا حالا همچین اتفاقی نه اُفتاده بود واسم!به غیر از شازده کوچولو البته!

    29. خیلی این کتاب رو دوست داشتم .شخصیت آرتور خیلی برام جالب بود .اینکه هیچوقت تسلیم نشد همیشه جنگید برای چیزی که میخواست .اینکه از هیچی ترسی نداشت و مقاومتی که کرد .ماجرای سیرک سیار و قرار دادن مسیح در برابر خودش و قسمت پایانی کتاب خیلی تاثیر گذار بود بنظرم .

    Leave a Reply

    Your email address will not be published. Required fields are marked *